تبليغاتX
پتک - نشریه هنر و ادبیات اعتراضی - تحرک اخیر تیم هنر تجسمی جناح اصلاح طلب جهت انحراف جنبش هنر رادیکال با نزدیکی انتخابات/ اصغر جعفرنژاد
تحرک اخیر تیم هنر تجسمی جناح اصلاح طلب جهت انحراف جنبش هنر رادیکال با نزدیکی انتخابات/ اصغر جعفرنژاد
 

 

در طول هفته‌ای که گذشت در حوزۀ هنرهای تجسمی خیمه شب بازی و نمایشی زیر عنوان «نخستین گردهمایی زبان نو– هنر جدید» برگزار شد. این گردهمایی چند روزه که از 23 تا 26 آذر ماه در محل گالری لاله برگزار شد، شامل اجرای آثاری در قالب ویدئو، اینستالیشن و پرفورمنس از سوی طیف مشخصی از هنرمندان  بود. این اجراها همراه با جلسات سخنرانی بود که به قصد باز تعریف و مصادرۀ این مفاهیم هنری در نظر گرفته شده بود. که در ادامه به ارائه شکلی از هنر غیر موزه ای و در عین حال غیر رادیکال منجر می شد. معرفی هنری خنثی و غیر دخالتگر در تضادهای اجتماعی موجود. همچنین سعی مشخص در جهت دهی برای اجرای آثاری صرفا نمایشی و جدا و منتزع از زیست و کنش هرروزۀ افراد در اجتماع وجود داشت. و توضیح هنر غیر موزه ای را، صرفا به ارائه و پیشنهاد تمهیداتی نو در تکنیکهای اجرایی آثار و حداقلی از تفاوتهای سبکی و زیبایی شناسانۀ این آثار نسبت به آثار موزه ای، محدود می‌کردند.

در حالی که با تحلیل دقیق‌تر بنیانهای مادی این مفاهیم و شکلهای جدید تولید آثار هنری نتایج دیگری حاصل می‌شود. پیشروی و رادیکالیته منتصب به این اشکال جدید از تولید آثار هنری، در مواردی که صادق است، ناشی از کنش اجتماعی و آکسیونی است که این آثار به آن دامن می‌زنند. کنشی درگیر و مخالف با مناسبات اجتماعی موجود.

 
برگزار کنندگان این برنامه در متن و یادداشتی که به قصد بازتاب  تصویر و توضیحی از این حرکت در بولتن این گردهمایی انتشار داده‌اند خود را در جبهۀ هنرمندان آوانگارد و پیشرو تعریف کرده‌اند. همچنین چشم انداز و نتیجۀ منطقی حرکت خود را، ارائه و «ساماندهی ساختارهای جایگزین و آلترناتیوهای اثر گذار، در سازوکار و حرکت هنر خلاق این مرز و بوم» تعیین کرده‌اند. البته این اعتماد به نفسِ بدون پشتوانۀ مادی، در تمامی بخشهای متن این بولتن وجود دارد.

این برنامه عمل که در بولتن گردهمایی ارائه شده است و بخشی از آن در قالب عبارت بالا مطرح شد ، از قضا همان استراتژی عمل مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد «دولت اصلاحات» است، و زیر همان عنوان. استراتژی که در هشت سال حضور مستقیم این جناح از جمهوری اسلامی در دولت و با نام «هنر جدید» اجرا شد. که قصد و نهایت آن چیزی نیست جز؛ ایجاد سایه و کپی دروغین در موازات جنبش هنر رادیکال، برای ایجاد انحراف در روند کنش‌گری این جنبش هنری. و با هدف بی نتیجه گذاشتن هرگونه کنش رادیکال. استراتژی که هدف خود را عقیم گذاشتن، هر شکل از کنش که با افق تغییر ریشه‌ای وضعیت موجود صورت گیرد، قرار داده است. اجرای این استراتژی از جانب اصلاح طلبان، به قصد مخدوش کردن مرز سیاست و کنش رادیکال با فعالیتهای توجیه‌گر مناسبا ت موجود، صورت می‌گیرد. فعالیتهایی که دغدغه‌ای جز توجیه و تداوم وضع موجود ندارند. و مواضع ارتجاعی خود را در پس ژست‌های مخالف خوان پنهان می‌کنند.

 
جریان راستِ مدرن فعال در هنر تجسمی، در این چند دهه عمر هنر تجسمی در این « مرز و بوم »، درهمه دوران _ به عنوان جریانی فربه _ حضور داشته اند. هنرمندان این جریان هر جا که احساس کرده‌اند مرکزیت قدرت سیاسی قصد «ساماندهی» هنر تجسمی و البته با دلخواه و سلیقۀ خود دارند، در همکاری با حکومت دریغ نکرده‌اند و چاکرمنشی خود را نشان داده‌اند. و البته که از سوی دیگر، خود این جریان راستِ مدرن فعال در هنر تجسمی همیشه دست پرورده و زادۀ سیاستهای حاکمان وقت بوده است، چه در دورۀ حاکمیت جمهوری اسلامی و تحت عنوان هنرمندان «هنر جدید» و یا در دوران حکومت پهلوی و زیر نام «هنرمندان سقاخانه». این نزدیکی به قدرت جزءِ مشخصه های ذاتی قطب راست هنری است. قطب راست هنری ، تمامی طیفهای آن از هنرمندان «حوزه هنری» تا جریانی که زیر نام «هنر جدید» فعالیت میکنند، تداوم فعالیت هنری و امکان ادامۀ نمایش و فروش آثار خود را منوط به نزدیکی و همراهی با قدرت حاکمه می‌بینند. بخشی از قطب راست تامین منافع خود را در نزدیکی به بخشهای محافظه کار جمهوری اسلامی می‌بینند و طیفی دیگر این خواسته را نزد اصلاح طلبان دنبال می‌کنند. ولو اینکه با حاکمیتی غیر مشروع طرف باشند.

با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری، این مورد اخیر گردهمایی هم در این راستا قابل بررسی است. (با متن های دیگر در این باره تحلیل های بیشتری ارائه خواهیم داد.)

 
هنرمندان پیشرو و مستقل باید در تعیین نسبت خود و آثار هنری شان با واقعیت عینی و موجود دقت کنند. هوشمندی این هنرمندان در موضعی است که مقابل وضعیت موجود می‌گیرند. و این موضع تنها زمانی مشخص خواهد بود که مرز بین کنش هنرمندان رادیکال و جریان راستِ مدرن فعال در هنر تجسمی مشخص باشد. هنرمندان رادیکال باید مرز بین خود و هنرمندان سازشکار را شفاف کنند.

 
البته این استراتژی اصلاح طلبان تنها محدود به عرصۀ هنر  نمیشود. دیگر جنبشهای اجتماعی هم هدف چنین برنامه‌ای هستند. مواضع غیر رادیکالی که برخی از طیفهای جنبش زنان، جنبش کارگری و جنبش دانشجویی اتخاذ می‌کنند در سایه و تحت تاثیر این استراتژی اتفاق می‌افتد. و قطعا نتیجۀ فعالیت این جریانها تداوم وضع موجود است.

 

 جنبش هنر رادیکال امروز در تضادهای موجود در مناسبات اجتماعی دخالت می‌کند و به عنوان یک جنبش هنری جریان دارد. این جنبش با کنش رادیکال و آکسیون‌های خود خیابانهای شهر را تسخیر می‌کند. جنبش هنر رادیکال در قالب هنر شهری، و به شکل فعالیت افراد و گروههای مختلف هنری تداوم دارد.

 

 

 

لينک