"شعر امروز آشغال است، چون هیچ کارکردی را نمیپذیرد." بیانیه ی شعر آکسیون که در پیوست مجموعه شعر (1) به چاپ رسیده است، با این جمله شروع میشود.
من در این جا به این شکل تغییرش میدهم: شعر امروز آشغال است، چون تمام کارکردهای تعریف شده و البته مشروع ادبیات را میپذیرد. تعریفهایی که از یک سو درونگرایی و خودبیانگری را جزء ذاتی شعر میداند و از سوی دیگر ادبیات متعهد را علم میکند و نوعی بیانگری رئالیستی را به عنوان شعر سیاسی جا میزند. در اولی پیش از هر چیز فرم اهمیت مییابد و شعر عرصهای میشود برای ظهور بازیهای زبانی و تکنیکهای نو. در دومی فرم به تمامی کنار گذاشته میشود و محتوا پیش میافتد؛ به همین سادگی. این چارچوب تعاریف پذیرفته شده است که دعوایی ساختگی بین فرم و محتوا پدید میآورد. ادبیات بیانگر رئالیستی را در مقابل ادبیات درونگرای فرمالیستی قرار میدهد و تصوری را ایجاد میکند مبنی بر اینکه خارج از این دو صورت نمیتوان بود.
ادبیات بیانگر با محتوای سیاسی در بیشتر موارد با زبانی مسلط پیش میرود. زبانی که هژمونی یافته است و مولف مقتدر در پس آن پنهان میشود. این نوع ادبیات نیز به رغم مخالفت ظاهریاش با وضع موجود در چارچوب مناسبات تولیدی فعلی قرار میگیرد. کالای این مولفان مصرفکننده بار میآورد و نتیجهی کار چیزی جز بازتولید شرایط موجود به صورت پنهانی نیست. ادبیات والا و انتزاعی نیز با تمام ادعاهایش مبنی بر از بین رفتن مولف مقتدر و ایجاد زبانی چندصدایی و در نتیجه آزادی خواننده در تاویل متن باز هم در همین چرخه جای میگیرد. در این جا فقط شاید با مخاطبی (مصرف کننده) روبهرو باشیم که با اختیاراتی که مولف به او میدهد، حق انتخاب دارد. مانند خریداری که به فروشگاهی میرود و میتواند از میان شکلها و مارکهای گوناگون کالایی، یکی را انتخاب کند. شعرهای این دست ادبیات "در خود" میخواهند به شیوهای ذهنی و درونگرایانه نظم موجود را به چالش بکشند اما این درخودماندگی تا جایی پیش میرود که شعر به کالایی محفلی تبدیل میشود و مدام در پی خلق تکنیکهای نو میگردد. شعر امروز در هر صورت در یکی از این دو دسته قرار میگیرد، پس آشغال است.
مجموعه شعر (1) کنشی است فراتر از پرداختن به فرم و محتوا و داخل شدن در درگیری ساختگی آنها. این مجموعه که یک کل به هم پیوسته است نه شعرهای مجزا از هم، از موقعیتی که درش شکل گرفته جدا نیست و همراه زمینه و شرایط شکلگیریاش تعریف میشود. این متنی است که به معنای واقعی به اشتراک گذاشته میشود و مخاطب به تولید متن میپردازد، متن در این جا واقعیتی است که جریان دارد و مرز میان مخاطب و مولف به تمامی کنار گذاشته میشود؛ همه به یک اندازه شکل میدهند.
ادبیات بورژوایی (چه رئالیسم سوسیالیستی و چه ادبیات والا و انتزاعی) که با نظام توزیع سرمایهداری همراه میشود، فرایند تولید را مخفی میکند. همانطور که بافت کارخانهها و کارگران پنهان نگاه داشته میشود و فقط نتیجهی کار یعنی کالای تولید شده در معرض نمایش گذاشته میشود. در این نوع ادبیات نیز متن پایان یافته به مخاطب عرضه و طوری القا میشود که فرایندی در کار نبوده است و یا حداقل به شکلی که واقعن بوده نشان داده نمیشود. اما در این مجموعه تولید در خیابانهای شهر اتفاق میافتد، پس چیزی پنهان نمیشود.
ناگفته پیداست که اگر قطعات مجموعه را از هم جدا کنیم و یا آن را از زیر نام پتک خارج کنیم، تنها چیزی که باقی میماند شعارهایی سیاسی است که هیچ چیزی را پیش نمیبرند و فقط شاید کمیخاصیت تحریککنندگی داشته باشند. ولی دقیقن مسئله همین است که تمام قطعات جمعآوری شدهی این مجموعه باید به صورت کلیتی در ارتباط با پتک و تمام کنشهای آن (گرافیتیها، داستانها و ...) دیده شود. مجموعه شعر (1) به طور مشخص به مولف آن تعلق دارد.
ماندگاری اثر ادبی مشخصهی اصلی ادبیات بورژوایی است. مجموعه شعر (1) این ویژگی اصلی را به گند میکشد و به همین دلیل از سوی سردمداران ادبیات بورژوایی نفی میشود. ما منتظریم و به همان روشنی که آشغال بودن شعر امروز را بیان میکنیم، پتک را پیش میبریم.


